روند ابتلا به روزمرگی
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٢  

روزمرگی از آنجا شروع می شود که تو شروع به فراموش کردن خودت می کنی...

یک چیز یا یک کسی در یک زمان خاص الویتش آنقدر بالاتر می شود که تو ناگزیر از خودت می گذری!

ناگزیر!... و این ناگزیری مثل سرطانی در تو ریشه می زند و آنقدر احاطه ات می کند تا تو به این باور برسی که اساسن دیگران مهم تر از تو هستند و کم کم اعتماد به نفس ات را با آرزوهایت خاک می کنی...

اما درست وقتی که متوجه می شوی که دیگر آن الویت مهم تر وجود ندارد و یا خیلی وقت است تمام شده است با خود درونی ات درگیر می شوی و در این گیر و دار اگر قبر آرزوهایت عمیق کنده شده باشد، در آغوش روزمرگی می افتی... !