اسطوره های پارسی و جايگزينيشان با مظاهر اسلامی
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۱  
پيشتر بگويم که سواد من آنقدر کم است که آنچه مينويسم را سخنی کامل ، دقيق و غنی نميدانم . اگر مينويسم برای آن است که هم آنچه در ذهن دارم تصحيح شود و هم آنچه مينويسم خوانده . آنچه شنيدم را نوشته ام بنابراين اگر کسی اطلاعات کوتاه ( که در حوصله من بگنجد ) و دلی همراه داشته باشد ، خوشحال ميشوم که در جوارش باشم .
شنيده ام :
وقتی اسلام وارد ايران شد مردم ايران را سخت معتقد و پايبند به باورهايشان يافت راه نفوذ به چونان مردی نمی بايست ساده باشد خداوندگاران ايران ، اسطوره هايی قابل قبول و نمادهائی قوی بودند مثل آناهيتا ( خدای آبها ) و ميترا ( خدای مهر و خورشيد ) . اسطورهای اينچنين از يک ريشه بودند و بسياری از اقوام به آنها معتقد بودند مثلا هندوها ! اما نمادهای گذشته هرگز جدای از جنسيت نميشدند بنابراين خورشيد همواره سنبل مردی قوی و زمين سنبل زنی بارور بوده است در هند هنوز هم برای خورشيد سبيل ميگذارند و جنسيت اش را مذکر ميدانند .در ايران هم چنين بود .اما اگر شما الان به يک کودک دبستانی بگويد خورشيد بکش او را زنی با ابروهای کمانی و گونه هائی سرخ رسم ميکند . بنابراين با ورود اسلام نمادهای اسلامی تغيير شکل دادند و از آنجا که بايست خدا گونه باشند چنين شد : خورشيد مظهر حضرت علی (ع) و آب مظهر فاطمه (س) . اگر به تصاويری که از گذشته به ارث رسيده خوب نگاه کنيم ميبينيم که هميشه پشت تصوير نشسته يا ايستاده و ذوالفقار به دست علی (ع) خورشيدی ميدرخشد و از آنجا که آب مهريه فاطمه (س ) بوده است او را سنبلی مشابه آناهيتا ميدانستند . به نظر ميرسد که مردم پارس هيچ تمايلی برای از بين بردن نمادهای خود نداشته اند حتی بسياری از امام زاده هائی که در نقاط دور و کوهستانی ديده ميشود معابدی بوده است که در آن عبادت ميکردند و هدايا و جواهرات خود را نذر ميکردند . اين گفته به آن علت ميتواند درست باشد که اکثر اين امام زاده ها رو به قبله دفن نشده اند و در اکثر آنها دفينه هائی پيدا شده است .
اين روزها تصاوير متعددی از حضرت علی و امام حسين و حضرت عباس ميبينم که کاملا مينياتوری و باب تبع تماشاگران و خصوصا جوانان است . من پيشتر هم معتقد بودم که تصوير سازی کمک زيادی به تحکم اعتقادی مردم دارد. ما از خدائي صحبت ميکنيم که ناديدنيست اما همواره امامانمان را در هاله ای از غبار و نور پنهان کرده ايم من گمان نميکنم اين احترام به دين و امام معصوم باشد ( که چه بسا با غير معصومش هم چنين ميکنيم ) البته اين شکل احترام (!) از بعد از انقلاب قوی و محکم شد در حالی که قبلا مردم حتي در تعزيه خوانيها تلاش به مخفی سازی نميکردند و چيزی روی صورت نمی انداختند . و همچنين روی قرآنهای جيبی تصاوير ائمه ( حال درست يا نادرست ) وجود داشت . علاقه انسانها به مذهب با ديدن تصوير و نماد به مراتب محکمتر خواهد بود چنان که مسيح مصلوب و مريم فرزند در آغوش گرفته همواره تجسمی از حضور پيامبرشان به مسيحيان ميدهد و تصاوير چار زانوی بودا به بودائيان و ...
ما چرا نبايد امامانمان را آنگونه که بودند ببينيم ؟ جز يک کتاب که در مورد ظاهر حضرت علی بررسی و تفحص کرده است کتابی ديگری را نديده ام که به بررسی اين موارد بپردازد . به هر حال من آنچه را که دوست ميدارم چه زيبا چه زشت ، بهتر است واقعی باشد چرا که بايد ياد بگيرم زيبائی آدمها در سيرتشان است نه در صورتشان !