آزمون!
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٢  

گاهی شک میکنم که این خداست که مرا اینهمه امتحان میکند یا شیطان!

چرا آدمها امتحان می شوند؟! چه وقت از کسی آزمونی گرفته می شود؟ و اگر نتیجه ی آزمون مطلوب نبود آیا آنقدر باید تجربه های تکراری داشته باشیم تا بالاخره نمره قبولی بگیریم؟

پسِ هر امتحانی تعالیست آیا یا قهقرا؟!

چه وقت و چرا امتحانی که پیشتر به دشواری قبول شده ای دوباره تکرار میشود؟! آیا آزمونها به دلیل  نسیان انسان تکرار میشوند؟

اگر هنوز امتحان شوی آیا تو محبوبی یا منفور درگاه خداوند؟!

چرا اینهمه شباهت بین آزمون خداوند و آزمون های بشریست! چرا در ممالکی که آزمون های بشری ندارند مردم کمتر از جانب خدا آزموده میشوند؟!

شاید بخشی از این سوالها، سوالهایی بود که من در 14 سالگی از خودم می پرسیدم! در حاشیه این بحث ساده ی سطحی می شود جهان بینی کسی را نشان داد!

من خیلی زیاد به تکرارها فکر میکنم ... هر وقت با رخدادی تکراری روبرو میشوم احساس میکنم افتاده ام توی یک دنیای موازی! ... : "من که اینجا بودم تازگی ها!!" بعضی وقتها فکر میکنم من یک آدم هزار ساله ام! هر چقدر در مورد زندگی آدمهای مختلف بیشتر می دانم دنیای موازی ام بزرگتر میشود!... خیلی وقتها هم احساس گمگشدگی و تعلیق پیدا میکنم و در بیشتر حالاتم دل زده و افسرده می شوم...

نمی دانم این مسیر را کسی رفته است یا نه؟ و اگر کسی یافت شود؛ راهی می شناسد که مرا از مردابی که در آن اسیرم بیرون بکشد!؟