روزي كه ...
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٢  
امروزم را باور كن ...
با من كه اكنون دوستت دارم اينگونه مباش ،
زيرا كه ...
روزي خواهد آمد كه اندوه من به پايان مي رسد .
روزي كه اشكهايم به سكون مي رسند .
روزي كه دلتنگيم به صبري دائمي بدل مي شود .
روزي كه قلبم از هيجان شنيدن صدايت ، پيامت ، نامه ات ديگر نمي لرزد .
روزي خواهد آمد كه ترانه ها ، تنها تداعي خاطراتي دور مي كنند و تصاوير ،غبار قهوه اي زمان مي گيرند .
روزي مي رسد كه نامه هايت را به باد مي سپارم و صدايت را ديگر نخواهم شناخت .
روزي خواهد آمد كه بغض مرا رها كند .
روزي كه لبخند زدن آسان مي شود .
روزي كه لحظه هاي تلخ و غم انگيز شنيدن نامت ، كوتاه تر از پرش پلكي شود آنقدر كه فقط گوشه هاي لبم را آويزان كند .
روزي خواهد آمد كه تو را به آغوش خالي و سرد فراموشي بسپارم ! ...
روزي خواهد آمد دوست من !
روزي كه زياد هم دور نيست ....