وارونگي
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٢  

در نگاه وارونه ام آدمها ترسناك و عجيبند ، تشخيص اشيا دشوار است و تازه بعد از شناختن هر كدام ، معني ديگري دارند كه پيشتر نداشتند .
در وارونگي ، اشكهايت بدون گونه ميمانند ، لبخندت ، اندوه ميشود و نگاه مهربانت ، موذيانه به نظر ميرسد ...
اما ميدانيد! آدمها ، آدم وارونه را دوست نميدارند ! زيرا كه به حضورش عادت ندارند و مدام با ايما و اشاره به اش مي فهمانند كه از آنها نيست !
عجيب است كه هيچ فكر نميكنند كه او هم ممكن است درست همين فكر را در مورد آنها داشته باشد !!!