افسردگی

ديشب برف باريد ! و کمي بعد يخبندان شد . ۷:۱۵ از خانه بيرون آمدم و ۹:۱۶ رسيدم سرکار . کارهاي ضروري را انجام دادم و از ساعت ۱۰ تا حالا توي وبلاگها مي لولم .واي خدايا ساعت ۱۲ شده ! سرم درد گرفته است ! خدايا ما چمان شده !؟ با هر دوستي که حرف ميزنم احساس ميکنم افسرده است . خيلي عجيب است هر کس از چيزي مي نالد ! دوستي از انتظارات همسرش ميگويد و از اينکه ديگر چيزي شادش نميکند . دوست ديگري از مشکلاتي ميگويد که قبلا هر وقت ميشنيدمشان حالم بد ميشد و براي اينکه مرا دلداري بدهد ميگفت تجربه است ليلا ! تجربه ! حالا ديگر نميتواند همان را تحمل کند و چيزهاي ديگري که تا ۳ ماه پيش راحت حلشان ميکرد امروز معضلش شده ! آن يکي از عشقي ميگويد که آغشته به تنفر شده ! من هم که از همه چيز شاکيم ! توي هر وبلاگي ميروم غمم ميگيرد . سارا از اشکهايش نوشته ! تينا از غربتش و احساس تلخش ! دارم فکر ميکنم ... ديروز کسي گفت اکثر مردم پاريس افسرده شده اند ! مردم توي خيابان خيلي ساکت شده اند ! دختران و پسران شيطان دبيرستاني تو لاکشان رفته اند . علتش ! خدايا ! اولش فکر کردم سرماست ! اما ... بي شک تاريکيست ! هوا زود تاريک ميشود . آدمها احساس ميکنند وقت کم دارند . تاريکي خودش آدمها را افسرده ميکند اين روزها هم اغلب هوا ابري و تاريک است . خدا را شکر امروز کمي آفتاب گرفته است . آسمان صاف است . قرار است شبمان شهاب باران باشد . خدا کند يادم نرود کنار پنجره بروم . راه حل اين افسردگي که اين روزها اپيدمي شده چيست ؟! چراغها را زيادتر کنيم ؟! موزيکهاي شاد گوش بدهيم ؟ براي هم جوک تعريف کنيم يا بفرستيم ؟ چکار بايد کرد؟! يکي ميگفت اگر کسي روزي فقط ۲ قطره اشک بريزد افسرده است ! پس من خيلي افسرده ام شما چي ؟! تو رو خدا هرکس فکري به ذهنش ميرسد بگويد شايد کمکي باشيم به حال هم .

/ 32 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي

سلام آسمانی.من راه حل افسردگی را بازگشت از مدرنيسم خالی از معنويت به اين گمشده می دانم.آنچه غرب بعد از پست مدرن آن را دنبال ميکند و نامش را دوران ترانس مدرن گذاشته ولی به غلط به سراغ هری پاتر و ارباب حلقه ها ميرود. به شيطان پرستی رو می آورد و .... اگر روزهای اول بلاگم را ببينی اينطوری نبود ولی ديدم خيلی ها هم هستند که اينگونه مطالب را دوست دارند. شايد فکر کنی من از بچه های جنگم. نه من يک دانشجوی مهندسی معدن هستم که شايد خيلی ها بهم بگويند بچه سوسول يا ... ولی... نمی توانم نوع نگاهم را که پرسيده بودی بيش از اين تبيين کنم.در ضمن قولت هم آخر مطلب پنجشنبه ات نوشته ای اگر درست فهميده باشم.

ferough jamali

قشنگ مينويسيد. ميخواهم دردمرا با شما قسمت کنم. لطفا سری به خانه ای من بزنيد. تشکر.

نیما

سلام.ساده، صمیمی،شگفت.این چیزی است که من در اولین دیدار به دست آوردم!

يك زميني

عشق به خدا و درد و دل با او درمان هر افسردگي است موفق باشي

یاس

هرچی ارتباطات خوب بيشتر بشه افسردگی کمتر ميشه....

یوسف

به نظر ديده بان افسردگی معلول نبود اميده . يعنی اميد که از در بره بيرون افسردگی از پنجره مياد تو... اميد چه جوری بدست مياد خود يه بحث مفصله. ديده بان برج مينو

tinaa

leili jan man asheghe musice matne weblogetam..mesle inke sedash ro az daroone khodam mishnavam.......ras gofti ke in rooza aksariyate mardom afsorde shodan..hame ye ghami too deleshoone,mohem nist koochik ya bozorg.....kashke rahe hali peyda beshe....shadiha zoodgozar shode vali gham ha payande......

پرویز

وقتی می توان افسردگی را دور کرد که آدم بتوادند چراغ دل خودش را روشن کند کار مشکلی است من نتوانستم امید وارم دیگران بتوانند

اران

اگر نگاهمان برنگ آبي آسماني باشد به آسمان آبي خواهيم رسيد و ديگر افسردگي واژه زردي خواهد بود

نیما

وباره سلام.من با اجازه برای استفاده راحت تر خودم و دوستانی که به من محبت دارند از لینک شما استفاده می کنم.بر قرار باشید