نوشته هائي از کسی که دوستش ميدارم

چاشني آسماني

يک تکه از آسمان
از ميان شکاف سقف
يک راست افتاد توي سوپ من ،
شلپ !
راستش ، من اصلا سوپ دوست ندارم ،
اما ، اين يکي را
تا قطره آخرش خوردم !
خوشمزه بود ، خوشمزه
( بفهمي نفهمي ، يکمي مزه گچ ميداد )
اما آنقدر خوشمزه ، آنقدر لذيذ بود که
مي توانستم يک دريا از آن بخورم
جالب است که يک تکه آسمان چه تفاوتي مي تواند ايجاد کند .

به من بگو

به من بگو باهوش
به من بگو مهربان
به من بگو با استعداد
به من بگو بانمک
به من بگو با احساس ، خوشگا و دانا
به من بگو بي عيب و نقص
اما ،
راستش را بگو .

شل سيلور استاين

/ 49 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
a

من اينو که ننوشتم!!!!!!!!!

رقصنده با مرگ

شاید جز دروغ حقیقتی برای راست گفتن نباشد...

يك زميني

سلام از اظهار لطفتان نسبت به من و حال و هوای وبلاگ ممنونم لايق اين حرفها نبوده و نيستم....در فکر نمی کنم بچه ترسويی هم باشيد خدا حافظ

سياوش

بيا پيش من ....به نوشيدن غزلی تازه

sam

سلام با لینک موافقی؟

elham

عشق با يه لبخند شروع ميشه ؛ بايه بوسه رشد مي كنه؛ و با اشك تموم ميشه

afshin

نوشته هاي قشنگ و با محتوايي داري!به خصوص :دردو دل شيطان و نوشته پادگان برايم جالب بودند.هر چند كه در صداقت آنان كه رفتند شكي نيست اما در صداقت آنان كه جنگ افروختند و آنان كه بقاي خويش را در ادامه جنگي خامان سوز مي ديدند ولو به قيمت جان هزاران جوان ودر حسرت ماندن هزاران مادر و همسر و فرزند و ويران كرده كشوري آباد سخنهاي بسياري است!!!!!! خوشخال ميشوم شما رادر وبلاگم ببينم موفق باشي

KSH

کاش مي شد همه اونايي که شعله جنگ رو شعله ورتر کردند به سزاي اعمالشان مي رسيدند. موفق باشي!

setareh

ziba zibast mesle neveshtahat..