جنگ و عيد

اين روزها توي هر محفلي كه مينشيني به هر عيد ديدني كه ميروي سوار هر تاكسي كه ميشوي و سراغ هر كانال تلويزيوني كه ميروي پيچ هر راديوئي را كه باز ميكني با خانواده ات كه حرف ميزني و خيلي از وبلاگها كه ميخواني حرف “ جنگ “ است ... راستش گاهي فكر ميكنم كه شعور سياسيم خيلي پائين است كه اين موضوع دارد حالم را بهم ميزند . اما اين روزها خصوصا هيچ دو مردي را پيدا نخواهي كرد كه از جنگ نگويند ... گاهي هم ميگويم شايد بهتر است از جنگ حرف بزنيم تا حرفهاي خاله زنكي و پز و افاده فك و فاميل و غيبت اين و آن را بشنويم ... اما راستش يه جورائي ديگر دارد اين مساله جنگ ديوانه ام ميكند ... تازه 7 روز است كه شروع شده اما ديگر حوصله ام را سر برده . ياد خيلي چيزها مي افتم . مثلا ياد جنگ بوسني كه همينطوري آن زمان تمام كانالهاي تلويزيوني را اشغال كرده بود اما تفاوتش اين بود كه مردم خيلي احساس خطر نميكردند اما حالا كسي را پيدا نميكني كه صاحب نظر نباشد و دقت كرده ام وقتي خوب گوش ميدهم يك عالمه دلايل و مدارك و حرفهاي پيشينه و پسينه در مورد عراق و آمريكا ميشنوم كه كلي برايم جالب است ... يك جورائي هم خيلي خوب شد كه موضوع جنگ پيش آمد چون آمار خجالت آور و تقلبهاي بي حد و مرز مساله شوراي شهر را مختومه كرد و مردم كمتر به موضوع تورم سال جديد فكر ميكنند ... داشتم فكر ميكردم كه اگر تاجر يا سياستمداري بودم كه ميتوانستم از اين اوضاع سود ببرم بدون شك وارد معركه ميشدم و آستين بالا ميزدم كه پول پارو كنم . يك چيزي توي كتاب بر باد رفته سالها پيش خوانده ام كه امروز ميبينم خيلي حقيقت دارد . جائي رت به اسكارلت ميگويد : بهترين زمان براي پولدار شدن يكي زمان جنگ است و ديگري زمان بازسازي . خيلي احساسم در مورد جنگ شبيه احساس اسكارلت در آن زمان است . احساس ميكنم دنيا وارد يك بازي شطرنج شده است دائم از ديدن صحنه هاي جنگ ياد صفحه شطرنج مي افتم و مدام در تصورم جابجائي نيروهاي نظامي را ميبينم ... بعد از اين همه مدت آمدم كه بنويسم عيدتان مبارك ... راستي شما هيچ احساس ميكنيد عيدي هست ؟ پارسال با اينكه تقارن محرم و عيد غليظتر بود اما بيشتر شبيه عيد بود تا امسال ... انگار يك جورائي فقط تعطيلات است . تا لنگ ظهر ميخوابيم ( ساعت هم ميگذارم كه مثلا 7.5 بلند شوم آنقدر زنگ زده كه همين چند روزه باطري خالي كرده ) . ناهار تلويزيون شام مهماني و دوباره از نو ... چقدر از اين وضعيت بدم مي آيد ... خدا كند اين سال سالي نباشد كه مدام در خواب باشم .

/ 10 نظر / 3 بازدید
elham

تمام می شه بالخره...جنگ هم تمام می شه...ببخشيد خانوم از ديد من چه چيزی غريب است اين گونه با شما که برايتان عجيب است...؟؟؟

ليلا

سلام ليلا، عيدت دوباره مبارک...تمام آنچه حس و حال اين روزهايمان است را گفته ای،تمام تلخی و سردرگمی و بغض و تاری لحظه ها را...جنگ و نفرين و مرگ و عيد و بهار و تازگی؟!سخت است پيوندشان در انديشه...ليلا گاهی کم مياورم در نوشتن واژه ها،در بازی کلمات،اين روزها مدام دچارشم،فقط اينکه کاش اين کابوس زودتر تمام شود...برايت آرزوی زيباترين بهار را دارم و تمام تازگی انديشه و احساست و برای دنيا آرزوی آرامش و صلح...هميشه سبز باشی و سرشار از آرزو...

naser

سلام سال نو مبارك.هر چند دير امدم ولي امدم كه همرهم باشيد منتظرم

مهران

سلام. بازم سال نو مبارك.از جنگ گفتن و تا لنگ ظهر خوابيدن و مهموني رفتن شده يك كار كليشه اي براي همه. واسه چي بهار خاكستري شد ؟ هووووووووووووم؟

ساده دل

سلام . لطفا مقاله تحقیقی طنزآمیز مرا که در مورد جنگ است بخوانید و اگر خوب بود به لینکهایتان اضافه کنید . مرسی . ساده دل

abolfazl

با عرض سلام و تبريک فرارسيدن فصل زندگی و زنده شدن...راستش را بخواهيد برای من عيد امسال با ساليان گذشته چندان توفيری ندارد! زيرا هميشه زندگی برايم ميدان جنگی بوده که خواه آگاهانه و خواه نا آگاهانه وارد اين ميدان کارزار شده ام!...اما در خصوص فرمايشات شما و نقل محافل شدن اخبار جنگ نيز با شما هم عقيده هستم ، شايد همين عامل بيرونی باعث گرديده تا خيلی از امورات روزمره انسانها تحت شعاع قرار گرفته باشد و هکذا تفسير های تخيل مانند برخی سياستمداران بيکار الدوله!!!به هر صورت سالی سر شار از موفقيت و شادی برای شما و خانواده محترمتان آرزو می کنم. و اميدوارم امسال برايتان تماماٌ شادی باشد.

Pedram

با نظراتی که تو وبلاگم دادی موافقم. در مورد اينکه مردم تورم و داستان شورا را فراموش کردند، کمی درست است، به اين خاطر که سر و کله يک ناجی پيدا شده! تا لنگ ظهر هم نخواب، اينکه دست خودته. ما که داريم ميريم سر کار !

mehdi

جنگ ... آغازی که هيچوقت دوست نداريم باورش کنيم... شليکی که پر های عشق را می شکند... ناله ای که در تاريخ می ماند... تلخ مثل زهر...شبيه کابوس اما حقيقی... سعی کن فکر نکنی...

عطربهارنارنج

جنگ...قدرت طلبي...و فرياد مردمان بي گناهي كه در زير صداي بمب و موشك له شده و شنيده نمي شود...