مرا به خاطر می آوری؟

من آدم روزهای آخرم!

روزهای آخری که خراب می شود!

با خاطره های بد

با حرف های ناخوشایند

با دل کندن های سخت

با حس های بی رحم

با رنج

با درد

من آدم رابطه های نیمه کاره ام!

رابطه هایی که آخرش با بی تفاوتی تمام می شود!

با گوشه های کنایه دار و تیز

با سقلمه های لکه دار و کبود

با افول شما در دامن تو!

با عمد تف در صورت عطسه!

با سکوت و سکته!

با نقطه!

 

شاید همیشه اینطور نبوده باشم، اما چون آن بعضی وقت ها وقت های مهمی بوده است و ته اش رنجیست با  امضاء نقطه، من خودم را اینطوری به یاد می آورم ! کاش آدمهایی باشند که مرا جور بهتری به یاد بیاورند!

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نذير

چه‌قدر قلم‌تان بهتر شده.. اکنون بهتر به يادتان ـ به يادت ـ می‌آورم. حتا اگر نه چنين، اين شعرگونه‌ی "بی‌نقطه" آن قدر متفاوت است که... خوب ايد؟

رخشان

موج غم و دلواپسی بود در صدای کلماتت... نگران شدم آبجی... و جدا از این امواج، این شعرواره از خودت بود؟ زیبا و تکان دهنده بود: "با افول شما در دامن تو! با عمد تف در صورت عطسه! با سکوت و سکته! با نقطه!"

ای لار

رابطه ها، نیمه کاره نمی مانند. حتی نیمه کاره هم، نوعی از تمام شدگی در دل خود دارد. رابطه ها، مثل واکنش هایی شیمیایی اند. گاهی دیگر چیزی نمی ماند برای واکنش. همه چیز ته می کشد. یا دست کم، یک سو، ته می کشد. از نقطه نظر رابطه، فرق چندانی نمی کند. مهم کیفیت چیزی است که به جا می ماند. بعضی رابطه ها، فقط اب و نمک بر جای می گذارند. گرچه هر نمکی شور نیست. اما برخی دیگر، چیزهای جاودانه ای می سازند. هرچند کوتاه و گذرا. گاهی کسی را می بینی، کوتاه و کوتاه، و تمام آن دیدار، ضرباهنگ همه ثانیه های دیگر زیستنت می شود.

نهان

دارم خودمو به خاطر میارم!... مرسی.

نرگس

به نظرم اینجوری نیستید فقط مشکل اینه که خیلی خوب خودتونو می شناسید.آدم وقتی خیلی نزدیکه کم میاره .[گل]

بی رنگ

چرا آدم روزهای آخر- رابطه های نیمه کاره اید؟

کوثر

همیشه شما رو جور دیگه ای به یاد اوردم ....همیشه .

یه مرد امیدوار

ولی منهم اینگونه شما را یادم نمی‌آید. خیلی خیلی بهتر یادم می‌آید[لبخند]

زهرا کرمی

خیلی عالی بود، وبلاگ زیبایی هم دارید مرسی