ربط

چند وقت بعد از اینکه پست «مرض انسانیت» رو نوشتم خیلی اتفاقی فیلم Complete Unknown رو دیدم و باید بگم خیلی جالب بود... آدمی که تصمیم گرفته بود یه روز بی خبر بره یه جای خیلی دور و رها کنه هر چی پشت سرش بوده رو و نقش های جدیدی رو با اسمها و شغلهای جدید تو زندگیش تجربه کنه بالاخره یه وقتی نیاز پیدا کرده بود که بره سراغ کسی که خود واقعیش رو می شناخت...

ما هیچ وقت از دست خودمون خلاص نمیشیم. ما همیشه به کسانی که عمیقا دوستمون داشتن نیاز داریم. ما وصلیم... یه تصویر ... یه آهنگ ... یه بوی عطر ... یه منظره ... یه لهجه ... یه نگاه ... یه شهر ... یه اسم ...

ما وصلیم به هم و به همه چی... 

انقلاب شخصیتی تغییر ایجاد میکنه اما لزوما مفید نیست مادامی که نتونی به اصولش پایبند باشی و اساسا زندگی یه تابع ثابت نیست یه فرکانس متغییره.

اصلاحات هم همینطور اساسا هر جایی که نتونی به چیزی بچسبی مفید نیست. ...

عجیبترین و احتمالا بدردبخورترین واقعه برای ما مرگ هست ... مرگ همیشه به اصولش پایبنده و ما رو از چسبندگیهامون رها میکنه...  

/ 0 نظر / 40 بازدید