پرت

چيزي درونم دارد خالي مي شود اينجور وقها ميدانم كه ته ته داستان ، خستگي ، اندوه ، عصيان و تلخيست ... چيزي شبيه معجزه ميخواهم چيزي كه توان دوباره ام دهد . احساس ميكنم آويزانم احساس ميكنم عبور سايه هاي شوم را ، احساس ميكنم تحليل مي روم ... اينجا كه من ايستاده ام چشم اندازي دارد تا افق خالي و من با سري كه روي شانه هايم افتاده است به آخرين ستون مانده كه به آن تكيه داده ام ، نگاه ميكنم ... مي ترسم ... هميشه از چيزهاي تنها ، يكه ، منحصر به فرد يك جورائي مي ترسيده ام ... خدايا كمكم كن ... ميداني كه دوست ندارم نيمه كاره بگذارم و بگذرم ... زندگي را آنقدرها مهم ميدانم كه صرف بيهودگيش نكنم صرف تكرار روزهاي تنبليش نكنم ... ميخواهم استوار حركت كنم . ميخواهم چنان رفته باشم كه از رفتم پشيمان نباشم ... اما از دستان احتياجم كه ممكن است دراز شود بيزارم . ميخواهم بداني كه من تنها نيازمند توام گرچه هميشه برايم سخت بوده است اين احتياج، زيرا كه آنقدر بنده بدي بوده ام كه شرمنده ام از آنكه بگويم من چيزي از تو ميخواهم ... آنقدر بد بوده ام كه شرم دارم از آنكه دست طلبي دراز كنم ... ميخواستم همين را بگويم .

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
amir

سلام...ممنون که سر زدی...وبلاگ بسيار زيبايی داری...باز هم بيای ممنونت ميشم...قربانت امير

علي يزداني

اندوهگين تنهايم، سلام و نه تنها سلام و تهنيت و شادباش / كه هم / سبدي سرشار از حرفهاي سفيد و / آبي و / نارنجي.

محمد

سلام...از این طرف ها رد میشدم گفتم باز هم سری بزنم و ببینم چه خبره! موفق باشی.

آتش

ليلا ليلا ويرانم ////// سر تا پا دردستانم ////// ليلا آتش ميسوزد ////// در رگ هايم در جانم /////// سلام همزبان خوبم ؛ ديريست نه پيامی ز شما دارم نه سلامی . باز هم موفق و کامگار باشيد .

مهدي كاوه

من مهدي كاوه هستم. كانديد دومين دوره شوراي شهر تهران. فكر مي كنم: اول مردم/ تشكيل شورايي شجاع و مقتدر/اخذ عوارض بيشتر از ثروتمندان /ايجاد امنيت براي زنان و جوانان/انتخاب مديران شاسته و فسادناپذير/حفظ حرمت شهروندان و تقويت روحيه همدلي /مهار ناهنجاري هاي اجتماعي نظير اعتياد و تن فروشي / اخذ هزينه استقرار دستگاههاي دولتي در تهران / ساماندهي كودكان متكدي و جلوگيري از كودك آزاري/ اگر براي تححقق اين خواسته ها با من موافقيد. همراه باشيد. كد انتخاباتي ۱۵۳۶

amir

سلام انقدر افسرده نباش دختر زندگی چيزهای قشنگ تری هم دارد . درضمن من در جديدترين بخش وبلاگم هم در همين باره صحبت کرده ام . اميدوارم که شاد باشی

ليلا

سلام ليلای خوب، به وقت دلدلی و تنهايی و ترديدم،واژه هايت آنقدر مهربان به نگاهم آمدند که تمام ترديدهای تيره ام دور شدند از آسمان گرفته دل...عصيان هميشه تلخ و بد فرجام نيست،گاهی شيرينيش به شکستن و دوباره شدن است،دوباره تازه شدن...دستهات رو که از ديواره شک رها کنی می بينی که پاهات ستون تو می شوند برای ايستادن برابر تمام سايه های شوم؛ليلا!افق خالی که نيست،هيچ!بلکه شايد تمام تو و بودنت و شدنت ميان نگاه افق به طلوع خو گرفته...هميشه راه بازگشتی هست تا وقتی که مقصدی هست...هميشه اوست و هموست که بهترين همراه است به وقت ترديد و خيال تنهايی...برايت بهترين آرزوها را دارم تا طلوع دوباره پراميد وجودت،هميشه سبز باشی و سرشار از آرزو...

علي يزداني

ليلاي عزيز، از اينكه اينقدر زيبا و قشنگ مي نويسي خوشحالم اميدورام همواره موفق باشي. ضمناً از اينكه محبتت شامل من شده است سپاسگذارم. قطعة جديدي را امروز در وبلاگم هديه شما كردم انشاءا... مورد پسندت واقع شود.

rezvan

انسان عاشق يک انسان راکد ، محدود ، تکراری و يا اسير چند کلام نيست . انسان عاشق درد زيستن دارد ، درد چگونه بودن و چگونه شدن . او دائما در گير انتخاب بهترين ها در جهت جلب رضايت خداست . پريشان است ، نه از ان پريشان خاطری های بی مقدار ، بلکه از آن دل مشغوليها که او را رهنمون شده و معرفت می بخشد . خداوند برای پذيرفتن عاشق ، آغوش عشق گسترده است . شايد عاشقان ، راههای پراکنده روند اما از آنجا که عشق کل خداوند است ، هر که مخلص و با محبت باشد ، دست او را گرفته و به سوی شاه وجود ، رهسپار می کند . پس تو ای عزيز دستت فقط و فقط پيش او دراز باشد و اميد داشته باش که روزی به مراد عاشقان گردد کار . نتيجه اينکه هرگاه اميدت به خدا باشد هيچوقت تنها نخواهی بود و او خود بهتر ميداند که چگونه تو را هدايت کند . پس فقط و فقط توکل به خدا راه حل غلبه بر مشکلات و ناکاميهاست . اگر باز هم خواستی آنقدر برايت مينويسم تا اميدواريت را به ۱۰۰ درصد برسانم . برای خودت ، من و همه انسانهای محتاج دعا کن .

نیما عابد

فرصت دسترسی به نت نصیبم شد آمدم بگویم سلام:)