هیچ چیز و همه چیز

خدا همه چیز به‌ات می‌دهد! ... همه چیز... تا نشانت بدهد که دوستت دارد؟ تا نشانش بدهی که دوستش داری؟ هدیه می‌دهد به‌ تو؟

خدا همه چیز به‌ات می‌دهد! ... همه چیز... تا نشانت بدهد که او چقدر قدرتمند است؟ تا نشانش بدهی که می‌دانی قدرتمند است؟ نعمت می‌دهد به‌ تو؟

خدا همه چیز را از تو می‌گیرد! ... همه‌چیز را ... تا نشانت بدهد که دوستت دارد؟ تا نشانش بدهی که دوستش داری؟ هزینه می‌گیرد از تو؟

خدا همه چیز را از تو می‌گیرد! ... همه چیز را ... تا نشانت بدهد که هیچ از خود نداشته ای؟ تا نشانش بدهی که بی‌او هیچی؟ قربانی می‌گیرد از تو؟

خدا همه چیز را از تو می‌گیرد! ... همه چیز را ... تا نشانت بدهد که اگر کسی را بیش از او دوست بداری او آن‌قدر قدرت دارد که هیچ‌ات کند دوباره ...

این خدای سخاوتمند من نیست! اما حقیقت این است که خارج از این‌ها هم نیست!! و همه‌ی این‌ها فقط یک حقیقت را در بردارد که او هر آن‌چه بخواهد انجام خواهد داد!

پس سعی کن دوستش بداری٬ برایش قربانی بدهی٬ نعمت‌هایش را شاکر باشی تا شادمان بمانی و آرام. گرچه توهمی بیش نباشد. چه اگر غیر این باشد جز عذاب دنیا { دست‌کم } چیزی گیرت نمی آید.

پی نوشت : او واقعن خدای خوبی‌ست که به تو مجال نوشتن و گفتن همین حرف‌ها را هم داده‌است... چقدر تناقض و تضاد! ... من  همیشه گیج این عظمت بوده‌ام!!

7 خرداد ٨٧

/ 20 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رخشان

یکی از "ترین" های نوشته هات بود، ولی نمی تونم بگم چی ترین!!! از همیشه قوی تر بود(ولی به اطمینان نمی تونم بگم قوی ترین[لبخند]).

رخشان

دارم دنباله چندتا مقاله می گردم... چقدر مقاله های فارسی پیدا کردن برای رشته ی ما تو اینترنت سخته[ناراحت]

مجتبی(شاسوسا)

لی لا دیده ای آدم وقتی به جای تازه ای باز می شود چشمانش هاج و واج می ماند.....مثل روستایی هایی که اولین بار رنگ شهر می بینند .....ما همان روستایی ها هستیم ....با این تفاوت که این عظمت خیلی بزرگتر و پیچیده تر از عطمت سازه های بشریست .........ما گم می شویم در این بزرگی لی لا .....بزرگ

پرند

سلام بگذار تا بگذرم كه اگر امروز را تو نگذري اي دوست فردا را چگونه خواهم گذشت ... در پناه خدا محفوظ باشيد ياحق

امیر

ميدونيد چيه؟! فيس بوك خيلي راحته! واسه افرادي مث من كه خيلي گرفتارم جاي راحتيه! به جاي فكر كردن و اينكه چي بنويسم تو وبلاگ، اونجا فقط كافيه آدم اراده كنه، 30 چهل تايي فقط كوييز رديف مي كنه واسه آدم!!![چشمک][گل]

رخشان

آبجی، تو موقعیتی ام که یه چیزایی بهم احساس قدرت میدن، یه چیزایی ازم جرآت قدم بلند برداشتن رو می گیرن... چقدر دلم میخواد و این روزا برای نوشتن فکر و بهونه دارم..اما فرصت ندارم. گری بورد ( در ردیف وایت بورد و بلک بورد) مغزم پر نوشته هاییه که جاشون تو کاغذ و صفحه ی بلاگمه...

عیسا

سلام. این روزهام فقط نگاهه. خیره.

فریبا

وآن کس که بگوید خدا در چیست؟ اورا در چیز دیگری پنداشته است و کسی که بپرسد خدا بر روی چه چیزی قرار دارد؟ به تحقیق جایی را خالی از او در نظر گرفته است.در صورتی که خدا همواره بوده و از چیزی بوجود نیامده است. با همه چیز هست نه اینکه همنشین انان باشد وبا همه چیز فرق دارد نه اینکه از آنان جدا و بیگانه باشد.انجام دهنده همه کار هاست بدون حرکت و ابزارو وسیله.بیناست حتی در آن هنگام که پدیده ای وجود نداشت.یگانه و تنهاست زیرا کسی نبوده تا با او انس بگیرد ویا از فقدانش وحشت کند. خطبه یک از کلام امرالم,منین علی (ع).نهج البلاغه خوب گاهی حرف دل بزرگتر از خودمون رو هم مرور کنیم شاید همون چیزی باشد که ما برای سوال و جواب آن کلمه تناقض و تضاد را بکار میبریم بدون اینکه ذره ای تحقیق یا کنجکاوی کنیم و فقط انقدر عجول باشیم که هر آنچه به زبان امد آنرا روی کاغذ بریزیم اما شاید بر حسب عادت نوشته هایمان تبدیل به بخشی از باورمان شود و اینقدر شتاب برای این نتیجه که ممکن است تمام عمرت را به سوال و توهم گذرانی جهل و نادانی است . همیشه خداست که تو را با همه خلق و خو زشتی ها و ااشتباهایت دوست دارد و میبخشد ت