پاسخ او (۲) - بخش دوم -


... اصلا بگذاريد اصل مطلب را بگويم : همهء آدمها شاعرند . همه ء آدمهاي خوب ، شاعرند . همه فيلسوفان و اولياء و امامان شاعرند . اصلا اگرنمي ترسيدم که کفر باشد مي گفتم که همهء پيامبران شاعرند وبالاتر از آن مي گفتم خدا هم شاعر است و وقتي مي گويم همهءآدمهاي خوب شاعر هستند پس مي توانم بگويم همه ء شاعران آدمهاي خوبي هستند . البته همه «شاعران » پس اگر ميبينيد که بعضي از شاعران آدمهاي بدي هستند ،بدانيد که آنها يا شاعر نيستند و يا آدم نيستند . اگر اين قول را نديده يا نشنيده بگيريم ، کار بسيار دشوار ميشود که بالاخره اولين شاعر که بوده است ؟
تذکره ها در اين مورد پاسخي نمي دهند زيرا تاکنون در ميان نسخه هاي خطي قديمي هيچ تذکره اي نديده ام که روي آن نوشته باشند : « تذکره ء شاعران غارنشين » و يا « تذکره شاعران نئاندرتال » و يا « تذکره شاعران ميمون نما » .
راستش ، درست مثل اين است که پرسيده باشيد : « اولين لبخند نوع بشر در چه ساعتي و در کجا تکوين يافت ؟ » و يا پرسيده باشيد : « مخترع لبخند کيست ؟ » و يا « کاشف اشک چه نام دارد ؟ » و يا « کاشف عشق کيست ؟ » ( اگر چه پاسخ سوال اخير روشن و شفاف است چرا که کاشف عشق ، اشک است واگر چه عشق خود کاشف آدمي است و خود کشاف و کاشف است . ) و يا مثل اين است که پرسيده باشيد : « چه کسي و در چه زماني براي اولين بار ، سرنوشت پرواز را بر پر پروانه ها نوشت و بر بال سنجاقک ها ، سنجاق کرد ؟ » و يا پرسيده باشيد :‌« چه کسي و در چه زماني براي اولين بار ، رونوشت اهتزاز را به پرونده ء پرچم ضميمه کرد ؟ » ...
...
...
من ديگر بيش از اين چيزي نميدانم . شايد هم اصلا شعر چيزي باشد که نخستين بار به وسيله جن ها به يک آدم جن زده ، يعني مجنون تلقين شد .و شايد همه اينها زير سر همان « تابعه » باشد يعني همان جن يا پري يا شيطاني که مي گفتند با شاعران است و شعر را به آنها تلقين ميکند و شايد کار ، کار الهه هاي الهام باشد کار يکي از خدايان زميني و زيرزميني و آسماني پونان قديم يعني در روزگاران موهوم و مه آلودي که شمار خدايان ، حتي از آدميان هم بيشتر بود و خدايان با يکديگر و نيز با آدميان جنگ و ازدواج ميکردند يکي از فرزندان بي شمار زئوس ،خداي خدايان ، که بر عرش قله هاي المپ فرمانروايي مي کرد ، شعر را به انسان تعليم داده باشد .
وشايد هم به همان سادگي باشد که ارسطو مي گويد : « چون غريزهء تقليد و محاکات در نهاد انسان طبيعي بود ، کساني از آغاز در اينگونه امور بيشتر استعداد داشتند ، اندک اندک پيشتر رفتند و به بديهه گويي پرداختند و از بديهه گويي آنها شعر پديد آمد .» کسي چه مي داند ؟ شايد هم هيچ کدام از اينها درست نباشد !

/ 38 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hanif

... چه کسی می داند ؟؟؟

fry

حالا نمي شود آدم بد هم شاعر باشد ،من كه خوبش را سراغ دارم اگر خواستي اسمش را برايت ميل ميزنم،در ضمن سوره شعرا قران را بخوان تا اينجوري با قاطعيت نگي همه شاعران ،خوبند، شاعران به تعبير قران خيلي خطرناك هستند و آنهم به خاطر نفوذ كلام اين جماعت است......شايد بهتر بود كه ميگفتيد بعضي از شاعران آدمهاي خوبي هستند،به گمان بنده انسان با ديدگاهي كه خودش نسبت به واقعيت دارد زندگي ميكند،نه با واقعيات.....من نظر خودم را نوشتم شما (به نظرم نبايد ناراحت شويد)....به هر حال نوشته هاي شما هميشه خواندني است،موفق باشيد

FRY

سلام. حق با شماست ،من مطب شماره يك را نخوانده بودم،ولي اگر حرف قيصر هم باشد به نظر من اشتباه است. البته شما اصلاً ناراحت نشويد. در مورد لينك مرتضي هم به چشم.

adamak

اول سلام! بعدش هم از اينكه سراغ منو گرفتين ممنون !اما درباره مطلب زيبات:به نظرم حق با فري باشه شايد اون شاعر بدي رو كه فري ميگه همونيه كه منم ميشناسمش ! به نظرم شعر هم از زماني اختراع شد كه ادميزاد فكر كرد اگه يه خورده رمانتيك باشه بهتره!! موفق و سرافراز باشي!

نیما عابد

سلام .من هم از عنایت شما سپاسگزارم.امروز بعد از یام شما شعری از نرودا ترجمه کردم در ادامه بحثی که آغاز کرده اید.و اینکه نرودا نخستین شعرش را در چه حال و هوایی سروده است.اگر بخوانید و نظر بدهید ممنون می شوم

ني ني

دلم براي اينجا تنگ شده بود ........

*قاقالی لی

سلام ليلا جون. .. مجموعهء مقالاتت رو در مورد شعر دنبال می کنم.خيلی جالبند.شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند....سربلند باشی

فاطمه

سلام به همه دوستام که لطف کردن وبه من سر زدن اخيش راحت شدم البته سخت نبود از فشارهايی که مامان بهم مياورد راحت شدم اخه نمی دونين درسی که بلد بودم بايستی اونقد به مامان می گفتم تا راضی بشه ..خب حالا که تمام شد ..بابا قول فيلم های جشنواره را داده که از امشب ميريم گفتم بيام يه مطلب بنويسم وتو وبلاگم بزارم واسه همه شما ..ولی بد گفتم بابايی ميشه من واسه تمام دوستام يکی یکی پست کنم ؟؟؟؟بابايی گفت اره عزيزم ولی کارتمون تموم ميشه ..بهش گفتم چطور دوستام ميان پيش من حرف از کارت نمی زنن؟؟ بابا اقا فقط نفس بالا کشيد و محکم پف کرد اينجور موقها يعنی يه چيزی رو من نفهميدم ..نمی دونم ..راستی از فردا هر روز مرتب می نويسم..از این جملت هم خوشم امد ..همه ادما شاعرند...بابایی میبینی که...

mehran

يك هفته هست كه هيچ چيز ننوشتين.سرتون شلوغ شده ؟