آيينه

تو ! هميشه آيينه ای بوده ای روبروی من !
آری !
اما ميدانی !
از ميان همه انواع آيينه های محدب و مقعر و ...
آيينه تخت از همه صادقتر است
و تو !
آيينه تخت من نبودی ...
:(

/ 49 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كودک

درود...پيش از هر چيز يافتنت را ارج مي نهم...ای دوست...ما اينجا در ناکجاآباد اقليم محبتيم...آيينه ای نمی يابم مگر به پشت نقره و سيمابب سياه که بر من هيچ رخی جز تاريکی نمی نمايد....پس همان خرده شرر پاکيزگی و صفا را غنيمت شمار...هر چند نه چندان درست...موفق باشيد...ياعلی.

مسيح

ليلاي عزيز، نگاه شعرت بسيار زيبا بود. «صداقت آينه» تركيب فراموش شده‌اي است كه جاي خالي آن در شعر امروز به چشم مي‌خورد.. جالب‌ اينكه من هم شعري سروده‌ام با حضور «قدح آينه‌كردار»! موفق باشي شاعر صادق!

فري

سلام.........همهء آينه ها يك رنگند....تو اگر بي رنگي دل به آرامش يك آينه بسپار و برو (مير باذل)...... !!قشنگ بود بخصوص تختش.

مهران

سلام. چه اتفاقی افتاده ليلا؟ مشکلی دارين ؟؟؟؟

bahar

سلام .. خوبی من نتونستم نوشته هات رو بخونم چون خط نوشته هات لاتين بود تويه سيستم من .. خوشحال ميشم به وبلاگ من سر بزنی منتظرم.

آتش به همه عالم زد

در آينه هر شب با تو گفتگو مي كنم/با من هر چه كرده اي باتو روبرو مي كنم/ديريست در سر هواي تو دارم و اينچنين/تو را ميان آينه جستجو مي كنم............ از سروده هاي حقير

سارا

سلام ليلا... دختر حسابی نگرانم کردی! ...

پونه

سلام ميخواستم بگويم که می ايم پيش منم بياييد

ali

زيبا نوشتی ولی از نظر فلسفيش رو نميدونم.....