حرفهای منقطع

وقتی برای کسانی که دوستشان دارم و به هر دلیلی دیگر نباید سیگنالی رد و بدل کنیم خیلی دلتنگ می شوم؛ به شماره های اشتباهی اس ام اس می زنم و همیشه کسی می گوید شما؟

درست که سالهاست از هم جدا شده ایم اما دلتنگی را نمی شود از آدمها کَند، آخر اولین مالک دل هر کسی خودش است.

اگر برای هم دلتنگ نمی شدیم، اگر از یکدیگر رنجیده نمی شدیم، اگر از هم عصبانی نمی شدیم ... حتمن چیزهای بزرگی برایمان کم اهمیت یا بی اهمیت بود، برای چه کسانی دلتنگی میکنیم؟ از چه کسانی می رنجیم؟ و به چه دلیل عصبانی می شویم؟

چه اتفاقی می افتد که یکدیگر را نمی بخشیم؟ چه اتفاقی می افتد که با هم قهر می مانیم؟ در حالی که هنوز به هم فکر میکنیم!

من دوستان زیادی توی زندگی ام نداشته ام اما رابطه ام با همان ها که بوده اند و هستند دلی بوده است، این دو سال اخیر متوجه شده ام که گرچه هرگز چیزی ازشان نخواسته ام اما آنها را برای خودم دوست داشته ام نه برای خودشان. آنها مثل آدمهای چند بعدی نبوده اند مثل اشیاء قیمتی بوده اند که هر از گاه خاکشان را گرفته ام و یادشان کرده ام و از تماشای بودنشان حظ برده ام. دوستان من تابلوهای سلیقه ی من بوده اند. دوستان من کاراکترهای متحرکی بوده اند که بخش اعظم شخصیتشان توهم من بوده است نه حقیقت موجودشان. من آنها را با همه ی معایبشان نخواسته ام و خودم را هم برای آنها نخواسته ام ... من دوستی کردن بلد نبوده ام هیچ وقت آنچه خیلی بلد بوده ام دوست داشتن بوده است که سهم بزرگی از دوستی نیست...

بدی آدمهایی که دوستشان می داریم یا می دانیم هزینه ی دوستی هاست، هزینه ی دوست داشتن هاست.

/ 8 نظر / 8 بازدید
رخشان

آبجی، قسمت دوم متنت درباره ی دوستی ها، به مسائل مهمی اشاره می کنی، اما یه تضادی توش وجود داره، که نشون میده شاید نیاز باشه رجوع دوباره کنی به خودت. آدمهایی که دیگران رو برای خودشون دوست دارن، معمولاً دور و برشون پر از سیاهی لشکره و دوستی های ظاهراً بدرد نخوری که توی آب نمک خوابونده میشن برای روزهای مبادا. ولی همینکه تو توی زندگیت دوستای زیادی نداشتی برای خودت تنها، شاهد ناقض چیزیه که فکر میکنی. و من به دوستی خودمون که فکر میکنم، دور از تعارفای خواهرانه، دوست داشتنت اونقدر سهم بزرگی توی دوستیمون داشته که عیبای زیاد منو نبینی، و تنها دوست من بودی که هیچوقت مشغله هاتو بهانه ی غافل بودن از من نکردی،واقعاً دوستی کردی همیشه.[گل]

رخشان

[لبخند] اینم هست خوب... من کدوم جواباتو ندیدم آبجی؟!!

؟

عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست *** ما آدما خودخواه تر از اونیم که بتونیم کسی رو دوست داشته باشیم....عاشق بودیم فقط....عاشق خودمون و هیچوقت ندیدیم کسانی رو که دوست داریم و دوستمون دارند. موفق باشید.

کوثر

من همیشه یه قدم رفتم جلو و منتظر یه قدم به جلو از روبرو نشستم. من چقدر بدم که نتونستم یا نخواستم به شکستهام تو دوستی توجه کنم.من هم دوستی کردن و بلد نیستم. فقط دست و پا زدم تو لحظه های تولد دوست داشتنم. تو خاطره هام.

مجتبا تقوی زاد(شاسوسا)

چقدر از اینجا عقب افتادم. شاید چون یه کوه باروت بودم و هستم این روزها. همه چیز این زندگی هزینه دارد , دوستی و دوست داشتن هم یکی از همه ی آن چیزها. گریزی نیست.باید خرج کرد خواهری جانم. باید خرج کرد. من بر عکس تو دوستان زیادی دارم. خیلی. خیلی هاشان اسمم را فراموش کرده اند شاید. من اما همه را یادم هست. اما فقط بعضی ها هستند که بدجور جا خوش کرده اند توی دلم. با همه ی بدی هاشن هم قبولشان کرده ام. چیز زیادی نخواسته ام. برایم خوبی هاشان , بودنشان چربیده بر بدی هاشان. همین بوده که از دوست داشتن هایم لذت برده ام.من خودم را بک برنده می دانم.

غریبه نیستم ! باور کن ...

صدای تو هنوز بر سکوت من ایستاده است لی‌لای ده ساله ام . و من ایستاده ام در سکوت ، تا صدای تو هست ... ...

ای لار

:)