چيزی خواندم ...

« آنهائی که همانندند جذب يکديگر ميشوند » « ريچارد باخ »
و من جذب تو شدم ! جذب او و جذب آن يکی ! جذب هم ميشويم که چه بشود ؟! مقصود يگانگيست ؟

/ 8 نظر / 3 بازدید
دلقک

لیلا، دلقکی مست همیشه هست،که دل به دلداری رویای کبوتران آزاد داده است ... سپاست می گذارم که آزاده ای و حرفهایم را آزاد می فهمی،باور کن کسی هست که کلام شیوایت را عاشقانه دوست دارد ...

دلقک

همیشه در آسمان به دنبال پرندگانی هستم ، که از من بالاتر می پرند ... و همیشه در انتظار پرنده ای که پرواز را چون من دوست می دارد ...

دلقک

هی ... نگاه کن به من ، اینجا کنار کاه گلی دیوار خانه ها ، کودکانی هستند ، که آسمانشان سالهاست آبی نیست و پرستوهایی که در میان کوچ نیمهنگام دشت اقاقی ، سالهاست مرده اند ... من خاک این سرزمینم ...

مرتضی

سلام و سپاس فراوان... سرفرصت همه صفحه ات را خواهم خواند... اما من در شیمی شنیده ام ذرات با بار مخالف جذب هم میشوند و همانندها همدیگر را دفع می کنند!... کاش آقای باخ بیشتر توضیح می داد

30yavash

لیلا جان لینک وبلاگت رفت رو آنتن موفق باشی.

aatash

سلام ليلاي عزيز ؛ ممنون تان از اينكه به وبلاگم سري زديد و لطف بيكران تانرا نثار ما كرديد. نوشتار هاي كه در وبلاگ شما است پر بار اند و قابل توجه. روزگارت سبز.

Pedram

Ohaam , nist? P Molaanaa migeh: Teshnegaan gar aab jooyand dar jahaan .... baaghisho baladi hatman