داستان دو خط

ميخواستم به تو تقديم کنم
اما چطور
در حالي که همه چيز به تو تعلق دارد
و من هيچ چيز ندارم.

********************************************************
دو خط موازي زائيده شدند . پسرکي در کلاس درس آنها را روي کاغذ کشيد.
LinePic1.jpg
آن وقت دو خط موازي چشمشان به هم افتاد .
و در همان يک نگاه قلبشان تپيد .
و مهر يکديگر را در سينه جاي دادند .
LinePic9.jpg

خط اولي گفت :
ما ميتوانيم زندگي خوبي داشته باشيم .
و خط دومي از هيجان لرزيد .
خط اولي گفت و خانه اي داشته باشيم در يک صفحه دنج کاغذ .
من روزها کار ميکنم.ميتوانم بروم خط کنار يک جاده دور افتاده و متروک شوم ، يا خط کنار يک نردبام .
LinePic4.jpg

خط دومي گفت : من هم ميتوانم خط کنار يک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم ، يا خط کنار يک نيمکت خالي در يک پارک کوچک و خلوت .

LinePic10.jpg
LinePic11.jpg

خط اولي گفت : چه شغل شاعرانه اي و حتما زندگي خوشي خواهيم داشت .
در همين لحظه معلم فرياد زد : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .
و بچه ها تکرار کردند : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .
LinePic6.jpg

دو خط موازي لرزيدند . به هم ديگر نگاه کردند . و خط دومي پقي زد زير گريه . خط اولي گفت نه اين امکان ندارد حتما يک راهي پيدا ميشود . خط دومي گفت شنيدي که چه گفتند . هيچ راهي وجود ندارد ما هيچ وقت به هم نمي رسيم و دوباره زد زير گريه .LinePic8.jpg
خط اولي گفت : نبايد نااميد شد . ما از صفحه خارج ميشويم و دنيا را زير پا ميگذاريم . بالاخره کسي پيدا ميشود که مشکل ما را حل کند .
خط دومي آرام گرفت و آن دو اندوهناک از صفحه کاغذ بيرون خزيدند از زير کلاس درس گذشتند و وارد حياط شدند و از آن لحظه به بعد سفرهاي دو خط موازي شروع شد .

LinePic7.jpg
آنها از دشتها گذشتند ...
از صحراهاي سوزان ...
از کوهاي بلند ...
از دره هاي عميق ...
از درياها ...
از شهرهاي شلوغ ...
سالها گذشت وآنها دانشمندان زيادي را ملاقات کردند .

LinePic12.jpg
رياضي دان به آنها گفت : اين محال است .هيچ فرمول رياضي شما را به هم نخواهد رساند . شما همه چيز را خراب ميکنيد .

thumbnails.jpg
فيزيکدان گفت : بگذاريد از همين الان نااميدتان کنم .اگر مي شد قوانين طبيعت را ناديده گرفت ، ديگر دانشي بنام فيزيک وجود نداشت .

LinePic13.jpg
پزشک گفت : از من کاري ساخته نيست ، دردتان بي درمان است .

images37.jpg
شيمي دان گفت : شما دو عنصر غير قابل ترکيب هستيد . اگر قرار باشد با يکديگر ترکيب شويد ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد .

images1.jpg
ستاره شناس گفت : شما خودخواه ترين موجودات روي زمين هستيد رسيدن شما به هم مساويست با نابودي جهان . دنيا کن فيکون مي شود سيارات از مدار خارج ميشوند کرات با هم تصادم مي کنند نظام دنيا از هم مي پاشد . چون شما يک قانون بزرگ را نقض کرده ايد .

images25.jpg
فيلسوف گفت : متاسفم ... جمع نقيضين محال است .
و بالاخره به کودکي رسيدند کودک فقط سه جمله گفت :
LinePic15.jpg

شما به هم مي رسيد .
نه در دنياي واقعيات .
آن را در دنياي ديگري جستجو کنيد .

دو خط موازي او را هم ترک کردند و باز هم به سفرهايشان ادامه دادند .
اما حالا يک چيز داشت در وجودشان شکل مي گرفت .
« آنها کم کم ميل رسيدن به هم را از دست مي دادند »
خط اولي گفت : اين بي معنيست .
خط دومي گفت : چي بي معنيست ؟
خط اولي گفت : اين که به هم برسيم .
خط دومي گفت : من هم همينطور فکر ميکنم و آنها به راهشان ادامه دادند .

LinePic16.jpg
يک روز به يک دشت رسيدند . يک نقاش ميان سبزه ها ايستاده بود و بر بومش نقاشي ميکرد .
خط اولي گفت : بيا وارد آن بوم نقاشي شويم و از اين آوارگي نجات پيدا کنيم .
خط دومي گفت : شايد ما هيچوقت نبايد از آن صفحه کاغذ بيرون مي آمديم .
خط اولي گفت : در آن بوم نقاشي حتما آرامش خواهيم يافت .
و آن دو وارد دشت شدند و روي دست نقاش رفتند و بعد روي قلمش .
LinePic14.jpg

نقاش فکري کرد و قلمش را حرکت داد
و آنها دو ريل قطار شدند که از دشتي مي گذشت و آنجا که خورشيد سرخ آرام آرام پايين مي رفت سر دو خط موازي عاشقانه به هم مي رسيد .
LinePic5.jpg

نوشته : نرگس آبيار

/ 47 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آدمك

سلام نازنين! باور کن هر چی می خوام به خودم بقبولونم که اون بچه ها راست می گفتن نمی تونم....دو خط موازی حتا توی رؤياها هم به هم نمی رسن....شاد باشی و برقرار...تا بعد...

imani

سلام! فوق العاده بود! خيلی باهاش حال کردم! زنده باد!

mina

سلام!!عالی بود!!موفق باشی!!

TokTaM

کوه بايد شد و ماند ، رود بايد شد و رفت ، دشت بايد شد و خواند ...

ترلان

سلام بانو جان ! خيلی دلتنگت بودم . ترلان را فراموش کرده ای !!!! باشد دنياست ديگر !!!! و اما در مورد اين دو خط موازی ٬ ميدانی اگر عشق باشد همه چيز ممکن ميشود حتی پيوستن اين دو خط به همديگر ! پايدار باشی عزيز !

هادي

باز هم سلام وممنون.پيغام بالايي كه نوشتم چقدر اشتباه دارد مرا ببخش پبش مي ايد.

پونه

فقط ميتونم بگم که عالی بود و تاثير گذار ..موفق باشی

ali

مهمه که دو خط به هم برسن يا دو خط موازی ؟ کما اينکه اگه شما بينشون(يعنی تو رابطشون) باشی می بینی که اونها به هم رسیدن ولی طرز رسیدنو نمی فهمی ... به هر حال قشنگ بود...گرچه می دونم نمی رسی به همه کسایی که پیغام می ذارن سر بزنی ولی خوشحال می شم که ببینمت تو وبلاگم خوب باشیو سرفراز.....ایرانی باشی

koosar

اين دو خط با فاصله ای ثابت به هم رسيده بودند شايد به هم رسيدن خوب تعريف نشده است.

احسان پرسا

کف کردم از اين همه زيبايی و عشق و احساس ... من کم آوردم اگه اجازه بدی چندتا نقطه بذارم .............