حرفهای خودم

چيزي در سراشيبي تند روزهاي كوتاه بهمن مرا با خود به سوي بي قراري نفسهاي خسته ميكشاند . خسته ام واقعا خسته ام اين چند هفته تمام ساعات استراحتم نيز شبيه زمانهاي شلوغ كار شده است . جيره مرخصي ساليانه ام را هم از خانواده گرفته ام . صبح توي گرگ ميش آسمان نيمه ابري راه ميافتم و عصر در سرخي شرم آلود غروب به خانه باز ميگردم . اين تمام زندگي من است و تنها مسير مطلق آرامش ، جاده طولاني خانه و اداره است ... از شمال تا جنوب شهر مسير لزج فشارهاي كاري را با خود يدك ميكشم و از جنوب به شمال تكرار حرفهاي تلخ خانواده را ... گاهي مي انديشم كه چرا بايد به چيزهاي تلخ و سخت فكر كنم ؟ شايد جوابش آن باشد كه نيروهاي منفي هميشه قويترند و طول عمر بيشتري دارند برعكس نيروهاي مثبت ضعيفند و طول عمر كمتري دارند ...
تمرکزم را از دست داده ام ... نميدانم چه تغييري دارد در دنياي اطرافم اتفاق مي افتد اما خيلي از آدمهائي که ميشناسم درگير شده اند و سرشان شلوغ شده به هر دليلي ... من از اين روزهاي ناگزير سخت مي هراسم و نيازمند آرامشي دوباره ام ... عجيب است هرروز که بيشتر به آرامش و خواستن آن مي انديشم بيشتر از آن فاصله مي گيرم ... در عرض زندگيم همواره آنچه را که مي خواستم و مي طلبيدم در ذهن متولدش ميکردم مراقبش بودم و مدام نگاهم را به سويش مي دوختم و وقتي بزرگ ميشد در آغوش ميگرفتمش و به دستش مي آوردم . اما آرامش ... کاش ميشد بيشتر درباره اش بنويسم ...

/ 27 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرویز

یک بار داشتم میدویدم رسیدم به سر پائینی باخودم گفتم کاش زندگی همواره سرپائینی بود ولی دیری نگذشت که پشیمان شدم . چون فهمیدم در این صورت این عمر کوتاه کوتاهتر هم میشد :)))

LOLEK

سلام ....... نکنه شما هم پروژه اتون رد شده که اينقدر سرتون شلوغه ؟؟؟؟ ولی٬ من که از همين سرشلوغيها خوشم مياد..... نخوابيدنها و اعصاب خرديها..... بعدا تاريخی ميشه :))

hamid

من می خواهم ازدواج موقت کنم کمک کن

fry

سلام باز هم خسته نباشيد.........

محمد ـ رها

سلام....من خيلی بدم مياد از اين زندگی تکراری که هر روز تو يک حلقه راه بيفتی و ...البته خيلی به خود ادم بستگی داره که تو همين حلقه يه جوری زندگی کنه که راکد نمونه...تا همه اون تکرارها لذت بخش بشه به خاطر نگاه تازه ای که هر روز به اونا داره..که البته کلی سخته....

mehdi

سلام ليلای مهربان . ببخش از اينکه يه کم دير بهت سر زدم . آخه ماموريت بودم . ممنون از اينکه به وبلاگم سر زدی . اگه تونستی يه سر به من بزن .بدجوری حالم گرفته .موفق باشی و بدرود

abolfazl

با عرض سلام و احترام:ببخشيد! واقعاٌ نمی دانم چه بايد بنويسم !زندگی ماشينی امروز همه چی را از آدم گرفته ، چه برسد به حوا!!!فقط بايد تأسف خورد !به واقع نمی دانم چه بگويم....تحمل کن، رها کن، از نو شروع کن، و... واقعاٌ نمی دانم شايد اگر اين مصائب نبود زندگی خيلی بی مزه ميشد! و يا آنقدر نمکش زياد شده که از شوری نمی شود خورد!نمی دانم چه بگويم....

fry

سلام . هنوز كه حرفهاي خودته؟!

عطربهارنارنج

مثبت ها را در هم ‹‹ضرب ›› ومنفي ها را ‹‹تقسيم ››برهم كنيم.شايد نتيجه زيبا باشد.

ني ني

انرژي + و - رو خودتي كه انتخاب مي كني .... اگه براي هر اتفاقي كه رخ مي ده دليل + پيدا كني راحت تر زندگي مي كني ..... حق يارت ......