شوخی

میگه: مامان! بیا یه وقتایی با هم شوخی کنیم. میگم: یعنی چی؟ میگه: مثل اون روزی که من اومدم بالا یه چیزی رو بردارم و وقتی برگشتم تو ماشین گفتم پدر خونه بود و تو باورت شد. میگم: خب وقتی من برگشتم واقعا پدرت خونه بود.

ولی منظورش رو فهمیدم و همینجور با لبخند منتظر بودم منو قانع کنه که شوخی هم بخشی از لذت بردن از زندگیه.

میگم: میدونی تو شوخی همیشه یه ذره دروغ هست و در واقع شوخی آدم رو به دروغ های کوچولو عادت میده و این به نظرم اصلا خوب نمیاد. میگه: فقط یه کم می خندیم. میگم: بهتر نیست یه فیلم طنز ببینیم و بخندیم؟ میگه: آخه همه ی فیلمای طنز به نظر تو چرت و پرت هستن. همین ساخت ایران ۲ رو من هر بار باید کلی التماس کنم که برام بخری. میگم: خب عزیزم واقعا چرت و پرته دیگه. آخه دو تا آدم احمق و لات که همش دارن دری وری میگن چیش خنده داره؟ به درد سن تو هم نمیخوره. ...


ما چیزی به معنای شوخی توی خانواده مون نداشتیم. این اخلاق به نظر والدین من یه اخلاق کم ارزش بود که مخصوص آدمهای سطح پایینی بود که نه سواد درست درمون داشتن نه تخصص نه کار. پدرم که اساسا میگفتن آدمهای بیکار وقت حرفهای بیهوده رو دارن. بنابراین یکی از دامادهای خانواده ی ما به همین دلیل منفور بود و هیچ کدوم از حرفهای حسابیش رو هم گوش نمیکردن.

منم سالهای مدید اینطوری فکر میکردم مثل والدینم ولی چندین سال پیش با آدمی آشنا شدم که اتفاقا هم پرکار بود هم تحصیل کرده و هم سطح بالا ولی بانمک بود. شوخی هاش خیلی مودبانه و کاملا راست و جالب بود و چقدر هم تو پیشبرد کارهاش به درد میخورد. البته که من در طول و عرض زندگیم همین یه نفر رو با این خصوصیت دیدم و عجیب اینکه بهش خیلی هم احترام میزاشتم ولی همین یه نفر هم کافیه که من باور کنم که شدنیه با یه مقدار متناسب نمک، رابطه های اجتماعی رو شیرین کرد. ولی این قابلیت چیزی نیست که همه بلدش باشن و یا یادش بگیرن. به نظرم این هم مثل زیبایی یه نعمت هست و شامل همه ی آدمها نمیشه.

استثنا همیشه وجود داره ولی هرچیزی که توش یه کم دروغ یه کم تهمت یه کم غیبت یه کم طعنه باشه و حتی اگر باعث بشه بخندیم میتونه به شدت خطرناک باشه.

کارای بد همیشه از یه کم شروع میشن و تبدیل به عادت و از بین رفتن قبح ش میشن.

کاش سعی کنیم هر روز یه کم چیزای خوب به رفتارامون اضافه کنیم.


پ.ن ۱: منظور من قطعا طنز اجتماعی و سیاسی که برای رفع مشکلات اتفاقا کاملا به جاست نیست.

پ.ن ۲: من اساسا طرفدار سعدی و صائب تبریزی و پروین اعتصامی هستم.

/ 0 نظر / 90 بازدید